آشپزخونه
یسنا خانم جیگر مامان خیلی دوست داشت بیاد تو آشپزخونه پیش مامانی ولی از اونجایی که آشپزخونه پله داره نمی تونست بیاد دیروز داشتم ظرف می شستم دیدم یه چیزی داره می خوره به پاهام برگشتم دیدم یسنا خانم پشت سرمه خلاصه اینکه بیچاره شدیم خانم یاد گرفته بیاد تو آشپزخونه اینم وضع آشپزخونه بعد از ورود یسنا گلی



ولی متاسفانه بعد از این همه شیطنت خواست بره بیرون با سر خورد زمین کلی گریه کرد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آشپزخونه
